تبليغاتX
ღ••ღعاشقونه های رضا واسه الهامღ••ღ


ღ••ღعاشقونه های رضا واسه الهامღ••ღ

...ای کاش زندگی فقط نوشتن بود تا برات یه دنیا مینوشتم ای کاش...

سلام عشقه من
الهام جونم سال نو میلادی ۲۰۱۰ رو بهت تبریک میگم
میدونم الان چیکار میکنی و کجا نشستی و داری به چی نگاه میکنی.
میبینی عسیسم داره بارون میباره خودشم تو این فصل و تو این وقت از سال اونم تو منطقه ما.
فک کنم بازم مثله همیشه نشستی پشت پنجره و چراغ اتاقتم خاموش کردی و داری به بارون نگاه میکنی.میبینی چقد نم نم داره میباره؟
الهاااااااااام کاشکی میشد دوتایی تو این هوای خیلی سرد و بارونی بدونه چتر میرفتیم بیرون.فکرشو بکن.
خیابون خیس و ساکت هوای بارونی و سرد میگم عینکامونو هم ازچشامون برداریم بهتره مگه نه؟دست چپتو بذار تو جیب پالتو خودت دست راستتم بیار بادست من بذاریم تو جیب پالتو من تا سردشون نشه.
میگم بیا اونقد قدم بزنیم تا از سرما یخ بزنیم.آروم آروم قدم بزنیم و باهم درددل کنیم.
بریم پارک جنگلی فدای تو فکرشو بکن الان گونه هامون سرخ شدن باهر وزش بادی که به صورتمون میخوره بیشتر سردمون میشه درختای بی لخت و بی برگ زیر نور نارنجی تیر برق ها تاریکیه هوا صدای  گرگهاوسگهای کوههای اطراف و صدای رودخونه ته دره .......
شیطونم یهو نبینم بترسیاااااا من پیشتم
دلم گرفته خیلیــــــــــــــ....
 
ازعاشقونه های رضا واسه الهام| |

سلام عشقه من
دیروز چه روز عزیزی بود مگه نه؟بالاخره تونستیم بعده گذشت ۸۰روز همدیگرو واسه چند لحظه ببینیم ولی اخه کی از عشقش سیر میشه؟ولی من به همین چن لحظه کوتاه هم راضیم همین واسم بس بود درسته هنوزم دلتنگتم ولی پس چیکارکنیم؟میدونی نصف شبی هم دیدمت تو خیابون ولیـــــــــ...اینجاشو تو کامنت خصوصیا نوشتم
یادته سال گذشته اولین قرارمون تو تاسوعا بود؟اینبارم تو عاشورا همدیگرو دیدیم.فدای تو کاشکی میشد بیشتر همدیگرو ببینیم کااااااااااشــــــــ...
الهاااااااااام هیچ میدونی امروز ۲۳روزه که هیچ خبری از خودت بهم نمیدی؟ای کاش بودی و مثله اونوقتا که حرفامو بهت میگفتم تو هم دلمو آروم میکردی.ولی الان من همه حرفامو تو وبت بهت میگم ولی تو........
کاشکی میدونستی چقد دلم بهونتو میگیره
کاشکی میدونستی چقد دلم هوای باتو بودن رو کرده
کاشکی میدونستی چقد دلم از این روزای سرد و بی تو بودن گرفته
کاشکی میدونستی چقد دلم برای ضرب اهنگ قدمهات تنگه
کاشکی میدونستیـــــــــــــ...
ازعاشقونه های رضا واسه الهام| |

عشقه من سلام.
ناز خانومی جونم کاش میشد حالتو میدونستم کااااااش
۱۴روز گذشت بازم هیچ خبری ازت نیست نامهربون اینجوریه رسم و رسوم عاشقییــــــــــ...؟؟؟
یادته باهم قرار گذاشته بودیم تو زمستون بریم پارک جنگلیه شهرمون؟یادته میگفتی یه گوله برفی میزنم تو ملاجت.یادته؟؟؟؟چی شد پس؟ کجا رفتی؟
میدونی چند روزه نمیبینمت؟درست ۷۰روزه که ندیدمت میدونی یعنی چی؟میدونیــــــــ...؟
یادمه ۱۴مهرماه بود که داشتم از دانشگاه میومدم واسه دولحظه تو خیابون دیدمت بعد از اون دیگه ......یادته قبلنا باهم قرار میزاشتیم ؟ آخرین قرارمون یادته؟
هنوزم قیافت جلو چشامه هنوزم شوخیات یادمه هنوزم ضد حالات یادمه هنوزم همه رفتارات همه خاطراتمون همه حرفامون همه....لحظه به لحظه ....نقطه به نقطه.....
دیگه فراموشم کردی آره؟
 
ازعاشقونه های رضا واسه الهام| |

به نام اونی که ازش یه دنیا دلگیرم........."خدا"
بازم شروع شد روزای بی خبری.روزای حسرت روزای دلتنگی ..........
۷روز گذشت.۷روزه که از همدیگه هیچ خبری نداریم.۷روزه که خنده رو لبام ننشسته.۷روزه که هیشکی نیست تا به درد دلام به حرفای دلم گوش بده.
۷روزه که هیشکی نست تا به درد دلاش به حرفای دلش گوش بده.
تازه دو ماه بود که ۴۰روز انتظارمون ۴۰روز حسرتو دلتنگیمون تموم شده بود که فکر کنم بازم شروع شد.آخه خدا جونم مادوتا چه گناهی کردیم که اینجوری میکنی؟؟؟داری مارو امتحان میکنی؟؟آخه چقد؟؟؟؟چقد باید امتحان پس بدیم؟؟؟؟تا کی؟؟؟؟؟؟؟
تو که مادوتا رو دوس نداری پس چرا یه بار خلاصم نمیکنی؟؟؟؟میخوای خودم اینکارو بکنم؟
پس الهاااااااااام و چی کار کنم؟میخوای تنهاش بذارم؟؟؟آخه نمیتونم آخه دوسش دارم آخه همه کسمه اخه ..............
الهااااااااااام الان داری چیکار میکنی؟تو چه حالی هستی؟میدونم الان حالت بده دلت گرفته تک و تنها نشستی تو اتاقت دارن بهت سخت میگیرن به خاطرم داری سختی میکشی.داری همش از اینو اون حرف میشنوی و........
حرفامو همش واست کامنت میدم مثله همیشه.پس کجایی؟؟؟؟
 چرا نیستی تا به درد دلام گوش بدی؟اخه کجارفتی؟؟؟؟؟؟
میدونی یه هفته ست دلم گرفته؟میدونی؟؟؟؟؟
میدونی؟؟؟؟؟؟؟
میدونی؟؟؟؟؟
میدونی؟؟؟
میدونی؟
؟.....
...
..
.
ازعاشقونه های رضا واسه الهام| |

بارش اولین برف پاییزی تو شهرمون شروع شد .
میبنی الهام جونم داره برف میباره میبینی دیگه باریدن بارون موند واسه بهار دیگه فک نکنم بخواد بارون بباره چون دیگه بارون جاشو داد به گلوله های سفید برف .کاشکی بودی پیشم تا به یه بهونه ای لباساتو میپوشوندم و میکشوندمت تو حیاط و دستاتو میگرفتم و میبردمت به یه گوشه و اونجا ازت میخواستم که چشاتوببند تو هم میبستی بعدش من زود تند سریع یه گلوله برفی درست میکردم و میکوبیدم تو سرت بعدش تو چشاتو باز میکردی میدیدی من نیستم و دارم فرار میکنم بعدش میفتادی دنبالم و آخرش نفسم میبرید و تو هم منو میگرفتی و یکی هم تو میزدی تو سرم نه دوتا میزدی یا نه اگه خواستی سه تا میزدی.
بعدش بهت میگفتم که بیا بریم یه جایی میگفتی کجا؟منم میگفتم تو بیا میفهمی بعدش تو میومدی همش میگفتی تو داری منو کجا میبری؟منم میگفتم جونه رضا نپرس فقط بیا.
میدونی کجا میبردمت به یه جایی تو حیاطمون میبردمت که برف همش صاف صافه بودو هیچ ردی توش نبود بعدش ازت میخواستم بیا دراز بکشیم روبرفای این نقطه تا شکلمون بیفته  رو برفا.
بعدش دیگه هیچی هردومون بلند میشدیم و میدیدم داریم از سرما میلرزیم و زود برمیگشتیم خونه و منشستیم جلو بخاری تا گرم بشیم.
الهاااااااااام وای چقد حال میداد تو این عکس پایینی دوتایی قدم میزدیم
عزیزم اینم دوتا عکس از اولین برف پاییزیمون توشهرمون.
 
 
         
 
ازعاشقونه های رضا واسه الهام| |

توی آسمون دنیا هرکسی ستاره داره

چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره؟

 واسه من.....واسه من تنهایی درده درد هیچکسو نداشتن.

هرگل پژمرده ای رو تو کویر سینه کاشتن.

دیگه باور کردم این رو که باید تنها بمونم

 تا دم لحظه مردن............

خوش به حالش آره خوش چه آروم داره اشک میریزه.چه نم نم داره از ته دل گریه میکنه.اونم دلش گرفتهخوش به حالش که داره با گریه هاش دلشو خالی میکنه.صدای اشکاش که تو این نصف شب سرد پاییزی داره از پشت شیشه های پنجره به گوشم میزسه کمی دلمو آروم میکنه.یاده عشقم میفتم اونم عاشق بارونه

 چقد سخته که یه چیزی تو دلت سنگینی کنه ولی کسی رو نداشته باشی که.....چقد سخته که دلت لک بزنه که بایکی درددل کنی ولی هیچکس نباشه...چقد سخته که تک و تنها بایه دل گرفته بشینی و به بارون خیره بشی.

چقد سخته وقتی دستت از همه جا و همه کس بریده میشه روبیاری به آسمون ولی وقتی که سرتو بالامیگیری ببینی که اون زودتر از تو بساط گریه اش رو پهن کرده.

الهااااام جات خالیه پیشم کاشکی میشد دستاتو میگرفتم و میفشردمشون به سینه ام بعد میدیدی که چقد صادقونه و عاشقونه داره به خاطرتت میتپه.

کاشکی میشد فقط دوثانیه باچشام یه نگاه عاشقونه به ابرو ها و چشای نازت بندازم.فدای تو نمیدونی که آسمون چطوری داره خودشو هلاک میکنه.ببینم تو دوس نداری الان دو تایی تو این نصف شب سردوبارونی بریم بیرون قدم بزنیم؟پاشو لباساتو بپوش تابریم.الهی رضا فدات شه میخوام اونقد راه بریم اونقد بارون بزنه رو صورتمون تا اینکه گونه هامون سرخ بشن

عزیزم این قطره های بارونو میبینی؟ازت میخوام دستتو بگیری زیرش و واسم بگیریشون.باشه گلم؟چنتا گرفتی عزیزم؟میدونی به اندازه اون قطره هایی که نتونستی بگیری دوستت دارم

فدای تو ...........................................رضا

قلب

ازعاشقونه های رضا واسه الهام| |

به نام تک نوازنده گیتار عشق

تو یک نصف شب یا همون بامداد خیلی سرد پاییزی.تک و تنها پشت پنجره  یه اتاقک نیمه تاریک نشسته ام و دارم به آسمون ابری و تا حدودی صورتی رنگ نگاه میکنم.

اگه بری حیاط و روتو به طرف آسمون بگیری نم نم بارون رو رو صورتت میتونی حس کنی.بیچاره درختا  باد کم کم داره اون چنتا برگ باقی مونده رو هم میریزه زمین و به شیشه های پنجره تازیانه میزنه و صدایی مهیب تو اتاق می پیچه.الهام جونم اگه راستشو بخوای کمی میترسم.

امروز دوازدهم آبان ماهه و یه روز کاملا خوب و متفاوت و باارزشه واسه من .

یک سال گذشت .یه سالی که تو زندگیه ۱۹ساله من متفاوت و با ارزشترین بود.خوب یادمه اون روزم  داشت بارون میبارید اونروزم هوا سردبود  که خدا جونم واسم الهاممو فرستاد.

الهاااااام کاش کی میتونستیم سالگرد دوستیمونو دوتایی پیشه هم بودیم ولی حیــــــــــف

عزیزم کاشکی میتونستم یه بوست کنم و اینروزو از نزدیک بهت تبریک بگم ولیــــــــ  حیف که نمیشه حیفــــــ.دلم گرفته دیگه دارم دق میکنم .

این دوازده ماه چه زود گذشت غصه داشتیم غم داشتیم شادی داشتیم خوشی هم داشتیم .بالاخره هرچی بود چه خوب چه بد بالاخره گذشت.

عشقه  من ازت یه دنیا ممنونم که تو این مدت بدیهامو تحمل کردی و باهاشون کنار اومدی.فدای تو میدونی چقد دلم هواتو کرده ؟؟؟؟ میدونی چقد دلم واست تنگ شده؟؟؟؟میدونیــــــــ...؟

فدای تو من اگه فراموش کرده ام .تو یادت هست که من مرگ را به جدایی از عشقم ترجیح میدم پس تو فراموش نکن که اینبار دارم لحظه شماری میکنم فقط واسه یه لحظه دیدار تو .

آرزوی من ..........آرزو میکنم .......

آرزو میکنم زندگی ماله تو .مرگ ماله من.راحتی ماله تو .گرفتاری ماله من.شادی ماله تو غم ماله من.همه چی ماله تو ولی تو ماله من باش و بامن باش

عزیزم زندگی زیباست زشتیای اون تقصیر ماست.

                              درمسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

                                                            زندگی آب روانیست روان میگذرد

                                                                        آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد

عزیزم بغض گلومو گرفته دیگه نمیتونم بیشتر از این بنویسم

فقط از ته دلم میگم کهـــــــ.....

                           اولین سالگرد آشناییمون مبارک

                                       خیلی دوستت دارم خیلیـــــــــــــــــــــــــــ 

                                                                فدای تو .................رضا

           

ازعاشقونه های رضا واسه الهام| |

به نام معبود پاییزو عشق ودلبستگیــــ
 
برگ از درخت خسته میشه پاییز بهونستـــــ....
شبای پاییزی چقد دیر میگذرن کاش شبا زود صبح بشن کاش شبا زود تموم بشن کاشــــــــ....
پاییز گوارای وجوده نازنینت نازنینه من.
عزیزم شاید اگه امشب آسمون به وعده اش عمل میکرد تمامش ازبارون واست مینوشتم.شاید امشب دریای برخی دلها طوفانی باشه.
شاید آسمون تموم اشکاروسپرده دست دریا.
کاش میشد سراغ ماهیا رفت وازاوناپرسید......کاش.
کاش میدونستی که چقد دلم هرروز بهونتو میگیره.کاش میدونستی که چقد دلم از این روزای سرد گرفته.
خوابم نمیاد دلم گرفته کاشکی میتونستم گریه کنم تادلم آروم بشه کاش یکی رو پیشم داشتم تا دلمو خالی کنم واسش.کاش یکی رو پیشم داشتم سرمو میذاشتم رو زانوهاش و واسش درددل میکردم.
دارم حس میکنم تنها شدم.تنهایی خیلی سخته خیلیــــــــــ...
الهام عزیزم
وقتی میشی نیاز من اگه نباشی پیشه من، اشکای چشامو ببین که میریزه به پای تو.
بازم که بیقرارمو دلواپس نگاه تو .
تموم هستی منی بمون همیشه پیش من، اگه شدم عاشق تو نذار که بی تاب بمونم
لالایی شبام تویی نذار که بی خواب بمونم.
 
خیلی دوستت دارم
ابدی ترین عاشقت ...........................................................................رضا
ازعاشقونه های رضا واسه الهام| |


Design By : Night Skin

< قالب و كدهاي جاوا > <
منبع اصلي كدهاي جاوااسكريپت
http://dariushkamani.blogfa.com
>